1809. از سالواتوره با عشق

در آغاز شاید همه‌چیز از یک عشق آغاز شد؛ عشق معصومانه پسربچه 9 ساله‌ به خواهر بزرگ‌ترش. آن‌هنگام که سالواتوره خود را در اتاقی کوچک در فلورانس ایتالیا حبس کرد و برای خواهرش دست به کار دوخت و دوزِ یک کفش مجلسی شد. تا پیش از این همه‌چیز در یک سرخوشی کودکانه گذشته بود اما از آن هنگام به بعد بود که چشم سالواتوره به آینده باز شد. او دانست که هیچ‌چیز مثل ساخت و پرداخت کفش نمی‌تواند روح ناآرامش را تسکین دهد. پس به ناپولی رفت تا کفش‌دوزی را بیاموزد.  حاصل دوره یک‌ساله کارآموزی، دکان کوچکی شد که سالواتوره آن را در خانه‌پدری خود ساخت.

رویای سالواتوره فراگامو هم‌پای او روز به روز بزرگ‌تر می‌شد و شکل و شمایل تازه‌ای به خود می‌گرفت. از همین‌رو نیز بود که این حالا مردِ فلورانسی بارش را بست و به آمریکا رفت.

1914. بر شانه ستارگان

فراگامو در سال 1914 میلادی در بوستون، همراه با برادرش، یک کارخانه کوچک تولید کفش‌های کابویی ساخت. پس از مدتی نه چندان طولانی، سالواتوره به کالیفرنیا رفت و مغازه کوچکی در هالیوود دست و پا کرد و کفش دوخت. کفش‌های فراگامو خیلی زود در پای سوپراستارهای هالیوودی جا باز کرد و دل دلبرانی همچون مرلین مونرو را با خود برد. تولیدی فراگامو به کارخانه کوچک کفش‌های هنرمندان مشهور هالیوود تبدیل شد. مونرو با اشاره به کفش‌های پاشنه بلند که اولین‌بار توسط فراگامو به بازار آمد، او را تحسین کرد. فراگامو همچنین با اقتباس از سبک آدری هیپبورن برای پاهای او کفش‌هایی منحصر به فرد طراحی کرد که از مشخصه‌های اصلی پوشش آدری هیپبورن شد.

نه، این آن‌چیزی نبود که سالواتوره می‌خواست؛ درست آن زمان که دوستان هالیوودی فراگامو با کفش‌های جذاب او جلوی دوربین‌های عکاسی ظاهر می‌شدند و خودنمایی می‌کردند، فراگامو در کارگاه کوچکش کاسه چه کنم به دست گرفته بود. او می‌خواست سر در بیاورد که چرا کفش‌هایش علی‌رغم زیبایی خیره‌کننده‌شان به پای مشتری‌هایش تنگ‌ می‌آید و آسیب می‌زند؟  سالواتوره همه‌چیز را متوقف کرد و به دانشگاه رفت تا آناتومی بیاموزد.

پس از آن اما فراگامو همه پیش‌بینی‌ها را بر هم زد؛ او در آمریکا نماند، او در سال 1927 میلادی به کشورش بازگشت، به ایتالیا. سالواتوره در شهر پدری‌اش کارگاهی مشابه به کارگاه‌های پیشین‌اش تاسیس کرد و به تولید کفش‌های لوکس و تجملاتی برای ثروتمندترین‌ها پرداخت.

1933. تعبیر وارونه یک رویا

1933 میلادی برای آقای فراگامو، سال نحسی و بدبیاری بود؛ مدیریت نادرست او بر کمپانی و همچنین بحران اقتصادی فراگیری که بر ایتالیا سایه انداخته بود، شرکت فراگامو را واداشت تا اعلام ورشکستگی کند.

1950. هرگز نگو هرگز

اما اعلام ورشکستگی شرکت فراگامو پایانِ رویاهای سالواتوره نبود! شرکت فراگامو از نو احیا شد: طرح‌های تازه سالواتوره و فلسفه او مبنی بر «راحتی و زیبایی توامان محصولات» ورق را برگرداند و این شرکت را به یکی از بزرگ‌ترین برندهای کفش تبدیل کرد. فراگامو تا پیش از مرگ سالواتوره به تولید کفش محدود نماند و روز به روز بر گسترش دایره محصولاتش پا فشاری کرد. سالواتوره خیلی زود بازار لباس را نشانه رفت و به اکسسوری‌ها و ساعت‌ توسعه یافت.

1960. خداحافظ سالواتوره، خداحافظ

سالواتوره چندان زنده نماند که درخشش ساعت‌های فراگامو بر پیشانی آسمان صنعت ساعت‌سازی را به چشم ببیند. او در سال 1960 درگذشت اما فراگامو به حیاتش تا به امروز ادامه داد.

فراگامو

از میان محصولات فراگامو و پس از کفش‌های درخشانش، ساعت‌ها از اهمیت خاصی برخوردارند. این ساعت‌های لوکس فراگامو بر مدار همان فلسفه‌ای که سالواتوره به دنبالش بود می‌گردند:«سادگی توامان با راحتی.»

ساعت‌های کالکشن Time Automatic نمونه‌ای درخشان از شرکت فراگامو هستند؛ ساعت‌هایی با قاب‌های گِرد، طراحی مینی‌مال و بندهای چرم. این ساعت‌ها همچون همه ساعت‌های فراگامو در آمریکا تولید شده‌اند اما با موتور کواترزِ ساخت سوییس کار می‌کنند و به واسطه مقاومت‌شان در برابر فشار آب تا عمق پنجاه متر، به ساعت‌های شنا نیز معروف‌اند.

کالکشن‌های دیگر از ساعت‌های فراگامو نیز با این کیفیت و یا کیفیت‌هایی مشابه در  میان ساعت‌های آنالوگ در بازار ساعت‌ می‌درخشند.